بیهوده می کوشی
من این بیراهه را به هر اتوبان دیگری ترجیح میدهم
خنده ام می گیرد از تمام بالا و پایین پریدن هایت و مثل ذرت در ماهی تابه جستن هایت
برای تلاش بیهوده ات...
****************
روزی شاید شبی
در جایی کنار تمام نگرانی هایت
گم کرده ای تکه ای از خودت را
لابه لای کتابی یا
گوشه ی اتاقی
با خودکاری روی کاغذی
و شاید هم در نگاهی!
پیدا می شوی
پیدا...می شوی...
*یاد گرفته ام تا حرفی برای گفتن نداشتم ننویسم.
همین!

